رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

وبلاگ آقای نی نی

سالگرد ازدواج

1391/10/21 11:11
نویسنده : we
312 بازدید
اشتراک گذاری

دو سه روز پیش یعنی 18 دی سالگرد ازدواجمون بود . اون سالی که ما نامزد کردیم بعد از 40 سال یه برف سنگین توی مشهد اومده بود . طوری که کل شهر تا سه روز تعطیل بود . بدتر از اون این که آب های لوله کشی یخ زده بود و از اون بدتر تا می اومدی توی سرما نزدیک بخاری یا شومینه بشی  شمعک با صدای تیک ناخوشایندی یادت می نداخت که گاز شهری هم قطع شده  . اون وقت چهار لا چهار لا لباس می پوشیدیم و غر می زدیم ....خلاصه این که توی همون روزها مراسم نامزدی ما  بود و قرار صحبت های دو خانواده ساعت 6 تنظیم شد که البته اولین مهمون 10 شب خسته و برفی از راه رسید .

اون روزها همه محضرها تعطیل بود و خوب یادمه با کلی خواهش و اصرار زیر بغلای محضردارو گرفتن گذاشتن تو ماشین که خدای نکرده سر نخوره و بیاد در محضرو باز کنه و توی شناسنامه هامون اسمای همدیگرو بنویسه . و تازه این که عاقد محترم به علت برودت هوا نای نداشت تا محضر بیاد و گفت آقا تلفنی خطبه رو می خونم و تمووووووم و نشد ما ناز کنیم و بگن عروس رفته گل بچینه و از این حرفا .یادمه صالح با کفش یخ نوردی اومد محضر.توی اون فضای نیمه جدی حضور صالح با اون کفشای میخ میخیش که نمی تونست راه بره حس خوبی بهم می داد . یادمه وقتی برای آزمایش خونه بهداشت رفتیم مقابل چشمای اون همه عروس و داماد که شق و رق و خشک و جدی وارد مرکز بهداشت می شدن ما دو تا وسط محوطه مشغول برف بازی بودیم ....

بگذریم اون روزا گذشته و ما این سالگردو دو تایی ناهار رفتیم هتل درویشی  و البته دور از چشم بچه شیر خیلی هم خوش  گذشت.

 این روزا دلم برای قرارای  یواشکی تنگ شده . دلم برای اس ام اس های پشت سر هم تنگ شده . دلم برای عصرایی که حمید می اومد خونه و می زدیم بیرون تنگ شده .دلم برای کافی شاپ شوگر ( وقتی هنوز صاحبش نرفته بود آمریکا ) و قهوه و چیز کیکش عالی بود  تنگ شده . دلم برای مسافرتهای پشت سر هم تنگ شده . دلم برای یه دفعه و بی برنامه شمال رفتن تنگ شده . دلم برای کوه و سنگ  تنگ شده ، وقتی هَل و هلاک واسه استراحت کنار یه تخته سنگ می افتی و اون وقت حمید کوله اشو باز می کرد و می پرسید چای یا نسکافه .  دلم برای روزهایی که حمید از سرکار می اومد و با هم چایی می خوردیم و حرف می زدیم تنگ شده . دلم برای آشپزخونه ام که با خاطر جمعی غذا بپزم تنگ شده . دلم برای اون خونه تمیز که کنجاشو با گوش پاک کن تمیز می کردم و حمید وقتی می اومد می گفت چه خونه تمیزی تنگ شده . دلم برای تمام روزای عاشقی تنگ شده ....و حالا که بچه شیر باعث شده دو باره عاشق باشیم ...... همیشه گرفتارم .....همیشه کم خوابم ....همیشه خسته ام و گاهی فرصت نمی کنم در طول روز یکبار جلوی آینه برم و خودمو تماشا کنم ...خونه ام همیشه شلوغه و آشپزی هام همیشه با عجله .....و اصولا با بچه ای به بغل ..... دیگه سرکار اومدن معضلی شده و من بچه شیرو که می فرستم دنبال توپش توی همون یه لحظه کوچک به گذشته برمی گردم و  هنوز هم به اون روزها فکر می کنم و هر روز می شمارم که کی دوباره روزهای بی دغدغه تکرار می شه ......سالگرد ازدواجمون مبارک ......باز هم بابای نی نی مثل همیشه سورپرایزم کرد ...و باز هم مثل همیشه اون یک قدم از من جلوتر بود . امیدوارم نی نی هم اخلاقاش به باباش بره . ولی پرخوابی اش به من بره که این روزا از بس نمی خوابه شبا من و باباشو کلافه کرده .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

الهه
24 دی 91 11:55
سلام مريم جان سالگرد ازدواجتون مبارك مبارك مبارك ... يادته يه روز براي تولدم با پست يه كادو فرستادي .... قبلش تلفني بهم گفتي داري مامان مي شي !!!! اولش نفهميدم ... بعدا" فهميدم برام يه عروسك خوشگل فرستادي .. حالا دارم راست راستي مامان مي شم ...
غزل
30 دی 91 9:36
واقعا قشنگ بود باعث شدی منم برم به دنیای خاطراتم و روزهای اول زندگی مشترک بسیار قشنگ و بامسمابود
بیتا
30 دی 91 13:51
سلام عزیزم سالگرد ازدواجتون مبارک گلم انشاله همیشه شاد وخرم باشید برای همه ی زوج ها توی این روزهای خوب دعا کن
admin
3 بهمن 91 9:38
"هست" را اگر قدر ندانی می شود "بود" و چه تلخ است ... "هست" ی که "بود" شود و "دارم" ی که.. "داشتم" سرزنده و پیروز دائمی باشید(بسیار ارادتمند)
الهه
26 بهمن 91 11:01
سلام عزيزم تست غربالگري سه ماهه اولم درصد ريسك رو مثبت نشان ميده ، قرار شده آمينو سنتز بدم اگه جواب آمينو هم مثبت باشه بايد سقط كنم .ديوونه شدم .... جالبه كه اين بچه اصلا" ناخواسته بود اما حالا ..... بايد خودمو آماده كنم براي همه چي ..... خيلي سخته سخت .... برام دعا كن
مریم (مامان نگین)
7 اسفند 91 12:36
چقدر قشنگ نوشتی! منم تو وبلاگ دخترم یه مطلب دارم به اسم " منو ببخش" دوست داشتی سر بزن بخون. راستی...وبلاگتو دوست دارم، با اجازت لینکش کردم